راهنمای کلیدی پرامپ نویسی در ساخت تصاویر میدجرنی (پارت اول)
با رعایت این نکات زیر شما عزیزان میتوانید تصاویر فوق حرفه ای خلق کنین، پس تا پایان این مقاله همراه من باشین.
این مقاله برای هنرمندان، طراحان، فیلمسازان و کاربران هوش مصنوعی است که قصد دارند پرامپهایی حرفه ای و سینمایی برای تولید تصاویر و صحنه پردازی در پلتفرم میدجرنی خلق کنند.
این راهنما تکنیکهای کلیدی و مؤثر در ساخت پرامپتها را پوشش میدهد؛ از جمله:
. نحوه ی نوشتن پرامپ های سینمایی با ساختار درست
. انواع شات ها و ترکیب بندی دوربین
. انتخاب سبک های هنری و ژانر (اکشن، درام، انیمه، نوآر و …)
.تعیین نوع دوربین (قدیمی یا مدرن) و فاصله کانونی لنز
.استفاده از نورپردازیهای خلاقانه و حرفهای
.انتخاب نوع فیلم (فیلم های رنگی، سیاه و سفید، تکنیک کالر و …)
.پردازش رنگ یا کالرگریدینگ برای نهایی کردن حال و هوای تصویر
میدجرنی با دریافت چنین پرامپتهایی، تصاویر شگفتانگیزی تولید میکند که کاملاً حرفهای و سینمایی به نظر میرسند. این راهنما دقیقاً به شما کمک میکند که خروجیهای خود را از حالت تصادفی به سطحی هدفمند، هنری و الهامبخش ارتقا دهید.
ساختار پرامپت ایده آل:
Cinematic still of [Describe Characters, Action, and Settings], [Describe Shot Type and Compostion], [Describe Style]
یک تصویر سینمایی از [توصیف شخصیتها، عملکرد، و صحنه]، [نوع شات و ترکیببندی]، [سبک مورد نظر را توصیف کنید]
Example: A cinematic still of a woman drinking coffee in a New York Café at night, medium shot, in the style of a 1960’s movie.
مثال پرامپ:
یک تصویر سینمایی از زنی که در یک کافه در نیویورک شبانه قهوه مینوشد، شات متوسط، به سبک فیلمهای دهه ۱۹۶۰.
نکته: پرامپ های کوتاه تر، نتیجه ی مطلوب تری میدهند. اگر به نتیجه مطلوب نمیرسی، تنظیمات استایل یا سبک را روی Raw قرار بده و بخش هایی از پرامپ را که کم رنگ شدهاند، بیشتر وزن بده یا با تأکید بیشتر بنویس.
نکته: در بیشتر اوقات ابتدای پرامپ ها را با عبارت “A Cinematic Still” آغاز کنید. فقط همین عبارت کیفیت تصویر تولیدی را به شکل چشم گیری بالا میبرد.
“a woman in a fashion film”
زنی در یک فیلم مد
“a cinematic still of a woman in fashion film”
یک تصویر سینمایی از زنی در یک فیلم مد
انواع شاتها / ترکیببندی تصویر: (Shot Type / Composition)
در این بخش، انواع نماها یا شاتها (حرکت دوربین) برای ساخت پرامپتهای دقیقتر توضیح داده شده:
Extreme Close-Up:
نمای خیلی نزدیک (فقط جزئیات خاصی از صورت یا شیء دیده میشود. مثلاً فقط چشم یا لبها، جزئیات احساسی بالا)
Close-Up:
نمای نزدیک (صورت یا سوژه اصلی بهوضوح دیده میشود)
Medium Close-Up:
نمای نیمه نزدیک (از شانه به بالا،هم احساسات، هم حالت بدن دیده میشه)
Medium Shot:
نمای متوسط (معمولاً از کمر به بالا، ترکیب خوبی از سوژه و محیط)
Medium Long-Shot:
نمای نیمه بلند (سوژه کامل دیده میشود با کمی از محیط، برای نمایش موقعیت)
Symmetrical Shot:
نمای متقارن (سوژه یا صحنه در مرکز و متقارن با اطراف، قاببندی کلاسیک و چشمنواز، مثل فیلمهای وس اندرسون). حس نظم، تعادل، زیباییشناسی کلاسیک.
Low Angle Shot:
نمای زاویه پایین (از پایین به سوژه نگاه میشود، سوژه قدرتمند، ترسناک یا مهم به نظر میاد)
Two Shot:
نمای دو نفره (برای دیدن چند شخصیت – معمولاً دو نفر در یک قاب، برای نمایش رابطه، دیالوگ یا تعامل)
Over the Shoulder Shot:
نمای از پشت شانه (سوژه از زاویه دید شخص دیگر دیده میشود، حس حضور در گفتگو یا نگاه به هدف). مناسب گفتگوها یا زاویه دید فردی.
Overhead Shot:
نمای از بالای سر، دوربین تقریباً بالای سر یک شخصیت یا سوژه قرار میگیره ولی نه کاملاً عمودی.
دید جدید نسبت به صحنه یا موقعیت شخص. (دید پرنده – از بالا به پایین گرفته میشود، حس کنترل، موقعیت فضایی، یا سبک خاص)
High Angle Shot:
نمایی که از بالا به سوژه نگاه میکند. باعث میشود سوژه کوچکتر، ضعیفتر یا آسیبپذیر بهنظر برسد.
Dutch Angle Shot:
نمای کج یا مورب، جایی که دوربین زاویهدار است. حس بیثباتی، تنش یا سورئالیسم را منتقل میکند.
Tracking Shot:
نمای تعقیبی یا دالی شات — دوربین همراه با سوژه حرکت میکند. مناسب صحنههای اکشن یا احساسی.
Wide Shot:
نمای باز، تمام صحنه و محیط اطراف سوژه را دربرمیگیرد. برای نمایش مکان، حرکت، یا تنهایی.
Extreme Wide Shot:
نمای خیلی باز، سوژه بسیار کوچک است یا اصلاً دیده نمیشود. تأکید بر مقیاس، تنهایی یا عظمت فضا.
Establishing Shot:
نمای آغازین / معرفی صحنه، نمایی گسترده که مکان، زمان یا فضای کلی صحنه رو معرفی میکنه.
معمولاً قبل از ورود شخصیتها نشون داده میشه.
Insert Shot:
نمای نزدیک از یک شیء خاص — برای نمایش جزئیات (مثلاً کلید، نامه، یا حلقه در داستان)
Point of View (POV) Shot:
نمای دید اولشخص، تصویری که مستقیماً از نگاه یک شخصیت نمایش داده میشود. بیننده آنچه شخصیت میبیند را میبیند. حس همذاتپنداری، درگیری احساسی بالا.
Dutch Angle Shot:
نمای مورب یا کج، دوربین به صورت زاویهدار (کج) قرار میگیرد. برای ایجاد حس تنش، بیثباتی یا دنیای ناآشنا.
مناسب ژانرهای ترسناک، سورئال یا اکشن.
Detail Shot:
نمای جزئیات یا نمای دقیق، تمرکز خیلی نزدیک روی یک جز یا عنصر خاص (مثل دست لرزان، چشم خیس، یا شیء مهم.) برای ایجاد تاکید یا نشون دادن نماد. برای داستانپردازی یا تاکید بصری.
Extreme Low Angle Shot:
نمای خیلی پایین (زاویه فوقالعاده پایین)، دوربین خیلی پایینتر از سوژه قرار میگیره. سوژه بسیار بزرگ و غالب نشون داده میشه. القای حس قدرت، تهدید یا شکوه.
Reflection Shot:
نمای انعکاسی، سوژه یا بخش اصلی از طریق آینه، شیشه، آب یا سطح بازتابی نمایش داده میشه.
ایجاد حس شاعرانه، روانشناسانه یا سورئال.
Tracking Close-Up Shot:
نمای تعقیبی نزدیک، دوربین در حین حرکت، یک نمای نزدیک از سوژه را حفظ میکند. برای صحنههای پرتنش یا حسی، عالی هست.
Extreme High Angle Shot:
نمای بسیار بالا (زاویه فوقالعاده بالا)، دوربین خیلی بالاتر از سوژه قرار میگیره. سوژه کوچک، آسیبپذیر یا تنها دیده میشه.
ایجاد حس ترس، بیپناهی یا کنترل شدن.
Silhouette Shot:
نمای سیلوئت یا سایهنما، سوژه در مقابل نور قرار میگیره و به صورت یک سایه تیره دیده میشه.
بسیار شاعرانه، دراماتیک یا رازآلود.
Split Diopter Shot:
نمای دوکانونی (Split Diopter)، دو سوژه در فواصل مختلف در یک قاب همزمان فوکوس هستند.
برای صحنههایی با دو نقطه توجه در عمق متفاوت. کمی فنی و خاص.
Shadow Shot:
نمای سایه، بهجای خود سوژه، سایه آن روی دیوار یا زمین نمایش داده میشود.
حس تعلیق، استعاره یا رمزآلودگی.
Profile Shot:
نمای نیمرخ، سوژه از زاویه کاملاً کناری (نیمرخ) دیده میشود.
برای نمایش خطوط چهره، انزوا یا تمرکز.
Backlit Silhouette:
سیلوئت با نور پسزمینه، نور از پشت سوژه میتابه، خودش تاریک میمونه و فقط لبههای نورانی مشخصه.
بسیار سینمایی، شاعرانه یا حماسی.
Close-Up with Foreground Blur:
نمای نزدیک با تار شدن پیشزمینه، سوژه اصلی در فوکوس کامل قرار دارد، اما جلوی آن چیزی محو یا تار شده دیده میشود.
برای ایجاد عمق، حس فضایی، یا تمرکز روی احساسات.
Negative Space Composition:
ترکیببندی با فضای منفی، بخش زیادی از قاب خالیه و سوژه در گوشه یا مرکز کوچکی از تصویر قرار گرفته.
برای القای حس تنهایی، آرامش، مینیمالیسم یا تاکید روی سوژه.
Textural Close-Up:
نمای نزدیک بافتدار، نمای خیلی نزدیک از یک بافت خاص (مثلاً چروک لباس، پوست، چوب یا فلز.)
برای نمایش جزئیات هنری یا ایجاد حس فیزیکی.
Ultra Wide Shot:
نمای فوق عریض، خیلی وسیعتر از نمای معمولی, معمولاً فضاهای بزرگ با سوژه خیلی کوچک یا حتی نامرئی.
برای نمایش مقیاس بزرگ، فضای باز، تنهایی یا عظمت طبیعت.
Asymmetrical Shot:
ترکیببندی نامتقارن، سوژه در مرکز قاب نیست، و عناصر تصویر بهطور نامتعادل چیده شدهاند.
ایجاد حس پویایی، بینظمی یا سبک مدرن.

انواع سبک ها (Style Guide):
در این بخش، میتوانید پرامپتها را با مشخص کردن سبک خاصی از فیلم یا مدیا خیلی دقیقتر و حرفهایتر بسازی. فرمول کلی به شرح ذیل است:
“In the style of [ژانر] [دوره ی زمانی]”
مثال پرامپ ها:
به سبک فیلم اکشن دهه ۱۹۹۰
(In the style of a 1990s action movie)
به سبک سریال درام دهه ۲۰۱۰
(In the style of a 2010s drama TV show)
به سبک فیلم علمی-تخیلی دهه ۱۹۵۰
(In the style of a 1950s sci-fi movie)
سبکهای پیشنهادی:
- سبک فیلم دهه ۱۹۵۰
- سبک انیمیشن استاپموشن
- سبک سیتکام دهه ۱۹۵۰
- سبک فیلم اکشن دهه ۱۹۵۰
- سبک انیمیشن پیکسار
- سبک فیلم علمی-تخیلی دهه ۱۹۵۰
- سبک انیمه
- سبک فیلمهای جنگ ستارگان
- سبک نوآر فرانسوی
- سبک فیلمهای قدیمی دیزنی

شما عزیزان، همهی این سبکها را میتوانید در پرامپتها استفاده کنید تا حس و حال خاصی به تصویر بدهید.
با رعایت اصول سبکشناسی، ترکیببندی و نورپردازی که در این راهنما بررسی شد، میتوان Midjourney را به ابزاری حرفهای و خلاقانه برای تولید تصاویری سینمایی تبدیل کرد. این نکات، فراتر از صرفاً نوشتن پرامپت هستند؛ آنها زبان تصویرسازی هوش مصنوعیاند.
https://www.midjourney.com/home
بسیاااار عاااااالی و مفید☘️🌺